در خاطر منی با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
پنداشتی رفتی و یاد گذشته مرد؟
پنداشتی که یاد تو خاموش می شود؟
و آن عشق پایدار فراموش می شود؟
نه ای امید من! دیوانه ی تو ام...
افسونگه منی... هرجا و هر زمان... در خاطر منی...
اگه یه وقت دلت گرفت گریه کن
اگه یه وقت شکست صبر کن
اگه یه وقت اسیر شد دعا کن
اگه یه وقت خواسته شد یاد خدا کن...
زندگی را را قدر بدان
حرمتش نگه دار
هیچ چیز ملکوتی تر و مقدس تر از ان نیست...
(پیروز حاجیان)
گفت: دو بخش... کودکی و پیری.
گفتم: پس جوانی چه شد؟
گفت: با بی وفایی ساخت و با عاشقی سوخت و با جدایی مرد...
غرور و دروغ و عشق را.... تا آدم ها از روی غرور به دروغ دم از عشق نمی زدند.
من از عاشق شدن با دلهره با ترس بیزارم...
دلم می گیره وقتی تو می گی لایق نبودم من...
می گی دنیای من تنها شده تنها سفر کردن...
همیشه فاصله تلخه ولی امید همیشه باقی ست...
نگو اسون خدا حافظ تحمل کن یه راهی است...
یه راهی که تو اون شاید پناه تازه ای باشه...
فقط باور کن امشب میشه بی خورشید فردا شه...
من امشب باز امشب با تو از عاشق شدن میگم...
من از اغاز تا پایان جنگ تن به تن می گم...
تو هم فردا به احساس غم و دلتنگی عادت کن...
اگه سخته نمی تونی. بگو راحت شکایت کن...
- جایی که می ری مردمی داره که میشکننت. نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم تو تنها نیستی:
تو وجودت عشق میذارم که بگذری.
قلب میذارم که ببخشی.
اشک می ذارم که همراهیت کنه و
مرگ میذارم که بدونی بر می گرذی پیش خودم.

